
خونم بخوركه هیچ ملك با چنان جمال از دل نیایدش كه نویسد گناه تو
آرام و خواب خلق جهان را سبب توئی زان شد كنار دیده و دل تكیه گاه تو
یاران همنشین همه از هم جدا شدند مائیم و آستان دولت پناه تو
حافظ طمع مبر ز عنایت كه عاقبت آتش زند به خرمن غم دود آه تو
| محبوب کنید ! : |