موانع اجتماعى

1. پیدا نکردن مورد مناسب برا ى ازدواج؛

2. اشتغال دختران.

پیامدهاى اشتغال دختران عبارتست از:

انگیزه آنان برای ازدواج، به دلیل تأمین مالى کم مى شود.

با عدم ازدواج به خاطر اشتغال، سن آنها بالا مى رود و خواستگارشان کم تر مى شود و شانس آنها برای ازدواج کاهش مى یابد.

با اشتغال دختران، فرصتهاى شغلیِ عده اى از پسران از بین مى رود و نمى توانندازدواج کنند.

3. تحصیلات دانشگاهى دختران

تحصیلات دانشگاهى شانس ازدواج دختران را کم مى کند؛ چون دختر حاضر نیست با پسرى که داراى تحصیلات پایین تر از خود است ازدواج کند و تازه اگر هم او قبول کند، ممکن است پسر به خاطر احتمال ایجاد مشکل در آینده قبول نکند. در نتیجه دختر باید منتظر بماند تا پسرى که سن و تحصیلاتش از او بالاتر است به خواستگاریش بیاید.

4. بیش تر بودن تعداد دانشجویان دختر نسبت به پسر

بیش تر بودن تعداد دانشجویان دختر موجب از بین رفتن شانس ازدواج با شرایط دلخواه است؛ زیرا فقدان پسران با تحصیلات و شرایط سنى مناسب، احتمال ازدواج  دختران را پایین مى آورد.

علل مختلفى در این امر مؤثر بوده است از جمله اینکه امکان هر چند بار شرکت در کنکور براى دختران وجود دارد؛ اما پسران در صورت قبول نشدن، باید سربازى بروند.

5. تحصیل دختران در رشته هاى نامتناسب با روحیات زنانه

بسیارى از پسران مایل نیستند همسر آنان مثلاً مهندس معدن یا کشاورزى باشد که مجبور است در معدن، مشغول کار شود و یا به محلهاى روستایى و دور رفت و آمد کند. بنا بر این دخترانى که در مثل این رشته ها تحصیل کرده اند در مواردى مجبورند بین شغل و ازدواج، یکى را انتخاب کنند.





داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در چهارشنبه 30 تیر 1389 توسط بیرام حسین زاده